برچسب: اطوارها,
نویسنده: ستایش نظری
و سرانجام پس از کلى تهدید و نصیحت و غرغر ف از کثافتى به نام اینستاگرام خارج شده،و زندگى جدیدى رو تجربه خواهم کرد...!
تصمیمى بسیار سخت و اجبارى ولى مفید و ضرورى!!!تا باشد از این تصمیمات
از چک کردناى تلگرامش نگم براتون که اسیر شدم به خدا)؛
اقا چه کردم چه کردم طرف رو دیوونه کردم!!!هفته ی پیش در حالی که داشتم اسمون و ریسمون میبافتم و غر غر میکردم فکر نمیکردم انقدر زود جواب بگیرم کلا پرودگار جان علاقه ی خاصی داره من رو غافل گیر کنه(دمش گرم)تصمیمای معنوی رو به جلو پیش میرن و خوشحالم بسی گرفتن این تصمیما صرفا جهت تقویت انگیزه و نگه داشتن خودم از منکرات و حاشیه تحصیلی و بالا بردن عزت نفسم هست و گرنه من متاسفانه همون گنه کار عالم...و اما
در حال حاظر موجودی خسته و غرغرو و توام با درد های متفاوت از نقاط متفاوت با شدت های متفاوت هستم -_-2 تا کلاس پشت سر هم میتونه به وحشتناک ترین شکل ممکن پوست ادم رو بکنه طوری که صدای اون ادمه در نیاد و اون اتفاقی که دو پست قبل نیفتاده بود اصل باید تو روزی بیفته که بیشترین حجم کار و برنامه ی درسی و غیر درسی رو دارم...چه وضعشه اخه؟مامان میگفت مادربزرگت دوباره حالش بد شده (ریا میشه بگم ناراحت شدم) ولی
برچسب: اطمینان,
نویسنده: ستایش نظری